تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

186

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

--> گزارش‌هاى دقيق‌ترى دربارهء تحديد اين مناطق مىبينيم . بنا به گفتهء دينورى اين مناطق به قرار ذيل بوده است : 1 - خراسان ، سگستان ، كرمان . 2 - اصفهان ، قم ، جبل ( قسمت كوهستانى سرزمين ماد بزرگ ) 3 - پارس ، اهواز ، 4 - عراق تا حدود روم . فردوسى نيز در اساس با آن موافق است ولى اشتباه عجيبى كرده است و « مرز خزرها » ( كه در شمال قفقاز سكونت داشته‌اند ) را از منطقهء سوّم شمرده است . يعقوبى اين مناطق را چنين ذكر كرده است : 1 - خراسان و زمين‌هاى مجاور آن ( بعضى را نام برده است ) 2 - طبرستان و تمام ماد ( بعضى از سرزمين‌ها را نام برده است ) با آذربايگان 3 - كرمان ، پارس ، اهواز . 4 - عراق . اين ترتيب بايد درست باشد ؛ امّا بايد آشور و قسمت ايرانى بين النّهرين ( نصيبين و غيره ) را نيز از منطقهء چهارم محسوب داشت . آيا سگستان ( سيستان ) ، مانند دورهء خلافت ، تابع خراسان بوده است و يا از جنوب شمرده مىشده است ؟ متأسّفانه او در اين باب چيزى نمىگويد . جغرافياى موسىخورن مؤيّد عقيدهء اخير است زيرا « منطقهء جنوب » را تا قسمتى از مشرق بسط داده است . امّا به هر حال در تقسيماتى كه در اين اثر ارمنى آمده است و به طور شگفت‌انگيزى دنياى قديم بطليموس را با وضع ايرانى و ارمنى معاصر خود و يا گذشتهء نزديك به آن ، به هم مىآميزد جاى تأمّل است . اين را هم بايد گفت كه لازم نيست كه اين چهار منطقه در تمام اعصار مرز واحدى داشته باشند . بعضى از جغرافيانويسان متأخر عرب نيز مملكت ايران را به همين‌گونه تقسيم مىكنند و سرزمين‌هائى را كه در آن سوى مرزهاى ايران قديم بوده است جزو منطقهء مجاور ايرانى آن درمىآورند . يعقوبى در جغرافياى خود چنين كرده است و ابن خرداذبه در ابتداى هر منطقه عنوان سپهبذ آن را نيز به دست مىدهد . در بندهشن ستارگان نيز به چهار سپهپت تقسيم مىشود كه هر قسمت به نام يكى از جهات چهارگانه ناميده شده است . يمن ( جنوب ) را طبرى به معنى كلمه يعنى جنوب گرفته است . امّا اين ترجمه موجب گمراهى مىگردد زيرا در زبان عربى مقصود از كلمه يمن بيشتر عربستان جنوبى است و حتّى پس از آنكه قسمتى از آن به تصرف ايرانيان درآمد جزو مناطق چهارگانه محسوب نمىشد . مسلّم است كه در اين تقسيم مقصود از نيمروز ، سگستان ، كه آن را ( به اعتبار خراسان ) در زمانهاى بعد نيمروز ( جنوب ) مىناميدند ، نمىباشد . اينكه طبرى « خزر » را از منطقهء سپهبذ آذربايگان مىداند فقط به اين معنى است كه سپهبذ آذربايگان مراقب حملات خزرها بوده است ( مقايسه شود با Litus Saxonicum در امپراطورى روم . ) پس از سقوط شاهنشاهى ساسانى سپهبذان موروثى مشرق ( خراسان ) در كوههاى طبرستان ساكن شدند و در آنجا دين قديم خود را تا مدّت درازى نگاه داشتند ؛ رجوع شود مخصوصا به جغرافياى يعقوبى ص 53 و گزارش رسمى چينى در ( Nouv . mel . as . I , 254 ) Abel - Remusat . از اينجاست كه اين امرا عنوان « سپهبذ » داشته‌اند و ( در زمان اسلام ) چنين عنوانى غريب مىنمايد . از ميان جهات چهارگانه ، خراسان در زمان حكومت عربى بر اراضى وسيعترى اطلاق مىشد و به عنوان